محمد صادق على خان
57
مخازن التعليم ( فارسى )
فعل مسهل خود و استفراغ به سهولت گردد و شروط استفراغ قوى و آن ده است يكى امتلا بحسب كميت و كيفيت پس خلا مانع است دوم قوت پس ضعف مانع است مگر آنكه ضعف قوت اسهل باشد از ترك استفراغ پس استفراغ كرده شود بعد آن تقويت قوت نمايد سوم مزاج است پس 1 افراط حرارت و 2 برودت و 3 يبس و 4 قلت خون مانع است چهارم سحنه 1 افراط لاغرى و 2 فربهى و 3 تخلخل بدن نافع است پنجم اعراض لازمه 1 استعداد ذرب و 2 قروح امعا مانع است . ششم سن هرم و طفوليت مانع است هفتم وقت وقت شديد الحرارة و شديد البرودة مانع است هشتم ؟ ؟ ؟ حار و بارد مفرط مانع است نهم صناعت پس شديد التحليل و مقيم حمام و حمال مانع است دهم عادت شخصى كه عادت استفراغ ندارد هجوم كرده نشود بر استفراغ آن بدوائ قوى بلكه على التدريج قليل قليل بدواى لطيف كند حتى كه عادت شود و سزاوار است كه فصد كرده شود در هر استفراغ به پنج امور يكى از آن اخراج آنچه كه اذيت دهد به بدن بكميت و كيفيت خود دوم آنكه استفراغ به قدر احتمال قوت عليل باشد سيوم آنكه استفراغ از جهت ميل ماده باشد اگر غثيان باشد بقى تنقيه كرده شود و اگر مغص باشد به اسهال چهارم آنكه استفراغ از مجراى طبعى و بمسلك معتاد باشد چنانچه استفراغ كرده شود ماده محدب جگر بادرار و ماده مقعر باسهال پنجم آنكه باشد استفراغ بعد نضج كه واجب است در امراض مزمنه و مستحب است در امراض حاده مگر آنكه ماده مهياج باشد و عضوى كه نقل كرده شود بسوئ او ماده اخس بوده 2 مخالف باشد در جهت و 3 مشارك بود بماؤف و 4 صابر و 5 منحمل باشد بر مواد منجذبه و گاه جذب كرده شود ماده از عضو شريف بسوئ اخس ازو كه مخالف جهت باشد اگرچه استفراغ كرده نشود از مجذوب اليه چنانچه جذب مىكنند بحاجم بلاشرط و شرط در جذب آنست كه مجذوب اليه از مجذوب عنه در دو جهت بعيد نباشد بلكه در يك جهت اطول بود ان جهت يا اقصر چنانچه ماده ورم دست راست جذب كرده نمىشود